مطالعات تطبیقی حقوق کشورهای اسلامی

مطالعات تطبیقی حقوق کشورهای اسلامی

آرخه حاکمیت در قانون اساسی مصوب 1382 افغانستان و قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران

نوع مقاله : مقاله پژوهشی

نویسنده
استادیار گروه حقوق عمومی، دانشکده حقوق، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد تهران مرکزی، تهران، ایران
چکیده
ماده چهارم قانون اساسی مصوب 1382 کشور مسلمان افغانستان حاکمیت ملی را متعلق به ملت می‌داند و این در حالی است که در قانون اساسی ایران در اصل 56 حاکمیت مطلق بر جهان و انسان را از آن خدا می‌داند.  همچنین، بر اساس برخی مستندات قرآنی مانند آیه 57 سوره انعام و آیه 40 سوره یوسف که می‌فرماید: ﴿ان الحکم الا لله﴾، حاکمیت مطلق را صرفاً از آن خدا می‌داند.  از دیگر روی، بر فرض ثبوت حاکمیت الهی در قانون اساسی افغانستان با مدد دیگر مواد، ضمانت اجرایی برای این موضوع در نظر گرفته نشده است.  آیا وفق فلسفه حقوق در غرب، آرخه حاکمیت در افغانستان مردم‌اند و یا بر سبیل، قانون اساسی ایران، آیات قرآن و با کمک بقیه مواد قانون اساسی افغانستان می‌توان گفت که آرخه حاکمیت خداوند متعال است و اگر منظور قانون‌گذاران اساسی این‌گونه بوده است.  چرا هیچ ضمانت اجرایی مانند آنچه در اصل دوم متمم قانون اساسی مشروطه و اسلاف آن در ایران آمده در قانون اساسی افغانستان پیش‌بینی ‌نشده است؟ این پژوهش با روش تحقیق توصیفی و تحلیلی و با کمک ابزار کتابخانه‌ای به این پرسش بنیادین در مورد منشأ حاکمیت در قانون اساسی افغانستان پاسخ داده است.  درنهایت می‌توان گفت که حاکمیت در ایران الهی بوده و به استناد اصول مختلف قانون اساسی از آن خداوند است، لکن نمی‌توان منشأ حاکمیت در قانون اساسی افغانستان را الهی نامید.
 
کلیدواژه‌ها

موضوعات


عنوان مقاله English

The Archae of Sovereignty in the Afghan and Iran Constitution Law

نویسنده English

Mehdi Shabannia Mansour
Assistant Prof. of Public Law Dep., faculty of Law, Islamic Azad University, central Tehran Branch, Tehran, Iran
چکیده English

Article 4 of the Constitution approved in 2003 of the Muslim country of Afghanistan considers the national sovereignty to belong to the nation, while in the Iranian Constitution Article 56, the absolute sovereignty over the world and human beings belongs to God.  Also, based on some Qur'anic documents such as verse 57 of Surah An'am and verse 40 of Surah Yusuf, which says "An al-Hikam illa Allah", the absolute sovereignty belongs only to God.  On the other hand, based on the assumption of divine sovereignty in the Afghan constitution with the help of other articles, there is no executive guarantee for this issue.  According to the philosophy of law in the West, the arche of the sovereignty in Afghanistan is the people, or based on the mustache, the Iranian constitution, the verses of the Quran and with the help of the other articles of the Afghan constitution, it can be said that the arche of the sovereignty is the Almighty God, and if this is what the constitutional legislators meant, why There is no executive guarantee like what is provided in the second principle of the amendment to the constitutional law and its predecessors in Iran in the Afghan constitution? This research has answered this fundamental question about the origin of sovereignty in Afghanistan's constitution with descriptive and analytical research methods and with the help of library tools.  Finally, it can be said that sovereignty in Iran is divine and according to the various principles of the constitution, it is from God,  but the origin of sovereignty in the Afghan constitution cannot be called divine.

کلیدواژه‌ها English

Archea
Afghanistan's constitution
sovereignty
Iran's constitution
اکوان، علی،  (1397).  «واکاوی و تبیین تکوین جهان در نگرش فیلسوفان مکتب ایونیا»،  تاریخ فلسفه، 32(8).
الیاسی، مرتضی، (1396).  «تجلی حاکمیت الهی در اصول قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران»، مطالعات انقلاب اسلامی، سال 14(48).
بروجردی، لیلی،  (1397).  مفهوم «حاکمیت نوین» یا مفهوم «نوین حاکمیت»، مطالعات توسعه اجتماعی ایران، 44(11).
بیدهندی، محمد؛ نوروزی ابوذر،  (1388).  «قرآن کریم و کثرت‌گرایی دینی»،  پژوهش‌های میان رشته‌ای قرآن کریم،1 (3).
توانا، محمدعلی، آذرکمند، فرزاد،  (1394). «مقایسه حکومت اقتدارگرا و جایگاه مردم در آن در اندیشه «امام محمد غزالی» و «توماس هابز»»،  پژوهش سیاست نظری، 49.
خسروی، حسن،  (2018).  «تئوری نمایندگی در پرتو فلسفه سیاسی و حقوق عمومی»، فصلنامه تحقیقات حقوقی، 21(83). ‌
دبیرنیا، علیرضا؛ اسدآبادی، طیبه، (1395).  «حاکمیت مردم در اندیشه سیاسی غرب و اسلام؛ «نظام دموکراتیک» و «نظام مبتنی بر شریعت مقدس در قانون اساسی ایران»»،  پژوهش تطبیقی حقوق اسلام و غرب، 3(3).
رحمت اللهی، حسین؛ آقا محمد آقایی، احسان، (1392).  «درآمدی بر نقش دولت در فرآیند مشارکت پذیری مردم»، مجله مطالعات حقوقی دانشگاه شـیراز، 5(3).
رهبر، عباسعلی؛ مقدمی، مهرداد،  (1390).  «بنیان‌های حقوقی مردم‌سالاری دینی در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران»،  مطالعات انقلاب اسلامی، 8(25).
سلیمی، عبدالحکیم، (1394).  «تحلیل مبانی حاکمیت در قانون اساسی افغانستان»، مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی.
شریعت، جهانگیر، (1398).  «کار ویژه های دولت از دیدگاه خواجه نصیرالدین طوسی (با تأکید بر امنیت نظامی)» ، امنیت پژوهی، 18(66).
شفیعی، محمود، (1391).  «حاکمیت خدا و مردم در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران»، دو فصلنامه حقوق بشر، دوره 07(2).
عبدالرحمن، عالم؛ علی پورپاشا، کاسین،  (1396).  «مفهوم دولت در اندیشة سیاسی ایران دوران قدیم»، فصلنامه سیاست، 47 (1).
کریمی مله، علی؛ حبیبی، علی،  (1395).  «ظرفیت سنجی الگودهی مردم‌سالاری دینی ایران به کشورهای مسلمان منطقه»، فصلنامه جامعه شناسی سیاسی ایران، 1(2).
کمالی گوکی، محمد؛ زمانی‌راد، حجت،  (2016).  «ماهیت دولت و مبانی تأسیس آن در فلسفه سیاسی هابز و لاک در روایتی پارادایمی»، فصلنامه تخصصی علوم سیاسی، 12(34).
موسویان، سید محمدرضا،  (1379).  «کار ویژه های حکومت در اندیشه سیاسی شیخ طوسی»، علوم سیاسی، 12.
نیلی پور طباطبایی، سید اکبر؛ خزایی، فتاحی اردکانی، حبیب‌الله،  (1398).  «شناخت وظایف حاکمیتی دولت و اهمیت آن در تنظیم برنامه‌های راهبردی و نظارت بر عملکرد دستگاه‌ها (بررسی چالش‌ها، راهکارها، تلاش‌های صورت گرفته در این خصوص)»، تحقیقات حسابداری و حسابرسی, 12(45).
هاشمی، سیدمحمد، (1375).  «حقوق اساسی جمهوری اسلامی ایران»، ج 2، چ ۲، مجتمع آموزش عالی قم، قم.
ویژه، محمدرضا؛ پتفت، آرین،  (1395).  «واکاوی مفهوم پسامدرن حاکمیت از دیدگاه حقوق عمومی با تأکید بر اندیشه‌های فوکو»،  پژوهش حقوق عمومی، 18(52).